بایگانی مرداد ۱۳۹۷ :: به نام تفاوت

به نام تفاوت

به نام تفاوت

درود به شما

با تشکر از اینکه از وبلاگ من بازدید می کنید.

در صورت تمایل میتونید برای ارتباط با من از آیدی Unsane در تلگرام استفاده کنید.

یعنی

https://telegram.me/Unsane

لینک کانال تلگرام :

https://telegram.me/Phree

شاد و سلامت و موفق باشید.

بایگانی

۲ مطلب در مرداد ۱۳۹۷ ثبت شده است

در مورد سگ ها خونده بودم که وقتی صاحبشون دعواشون میکنه ناراحت میشن و میرن یه گوشه و غصه میخورن


ناراحتیشون از این بابت نیست که صاحبشون دعواشون کرده


از این ناراحت میشن که صاحبشون ناراحته از دستشون


یک حسی مثل عذاب وجدان یا احساس مسئولیت یا... 


و این یکی از چیزایی هست که من در موردشون خیلی دوست دارم


دوستی واقعی... 


گاهی فیدل رو که دعوا میکنم به خاطر شیطنت هاش، میره یه گوشه و مظلوم و ناراحت میشینه، و فقط حواسش به منه


و کافیه که من صداش کنم تا بدوه و شیرجه بزنه توی بقلم


انگار این حیوون تمام تمرکزش فقط روی اینه که من ناراحت نباشم و وقتی که حس میکنه من ازش ناراحتم، ناراحتی رو میشه در چهره ا‌ش هم حتا دید


اما خودش با ناراحتیاش کنار میاد و فقط دوست داره که ناراحتی من ازش متوقف بشه


برای همین اینقدر دوست دارمش، سگ ها موجودات بی نظیری هستند... 


خبر خوب اینکه این ویژگی در وجود آدم ها هم ممکنه که دیده بشه


و خبر بد اینکه تعداد آدم هایی که این ویژگی رو دارند اینقدر کمه که دنیا ازشون صرف نظر کرده و فراموش شدن


اما اگر روزی کسی با چنین ویژگی ای به پستتون خورد،اگر از دستش بدید قطعن یکی از بزرگترین هدایایی که زندگی میتونه به یک نفر عطا بکنه رو از دست دادید

با ماشین که میرم بیرون، خیلی واهمه دارم از اینکه بخورم به چراغ قرمز

نه به خاطر چراغ، به خاطر زیرش! 


اگر دقت کرده باشید زیر اکثر چراغ قرمزها یک سری افراد هستند، که حالا با اینکه چرا به این کار رو آوردند کاری ندارم، منتها بعضیهاشون واقعن میرن روی اعصاب


میخوری به یه چراغ قرمز، دو دقیقه هم باید صبر کنی، که میبینی یکی داره به این شکل😏 نگاهت میکنه و میاد سمت ماشین

آدامسو چسب زخمو میندازه توی ماشین و میره! 


با خودت میگی اینا چه دست و دل باز شدن

که چند ثانیه بعد میبینی از اون شیشه سرشو آورد تو، گفت ۵ تومن! 

میگی چی ۵ تومن؟ میگه همینا که خریدی

میگی تو انداختی تو ماشین، میگه تو اگه نمیخریدی که نمینداختم! ۵ تومن! 

بعدم میاد جلوی ماشین می ایسته که یا ۵ تومنو میای بالا یا باید از روم رد شی! 

خفت گیری خلاصه... 


یکی دیگشون میاد شیشه ماشینو با مواد شوینده قشنگ فاتحه میخونه بهش جوری که اصلن دیگه جلو رو نمیتونی ببینی، بعد اگه بهش پول ندی پاکش نمیکنه

جدیدن که دیگه شوینده هم نمیزنن، گل و خاک و ایناست فکر کنم، که برف پاک کنم اگه بزنی کنده بشه و نتونه پاکش کنه

پولو که بدی برات یکمشو در حدی که خودتو بتونی به یه جایی برسونی فقط، پاک میکنه و میره... معلوم نیست قیر میمالن به شیشه، چیه خدا میدونه... 


یا اون یکی میاد، هفت کیلو اسپندو آتیش زده، میاد میکنه توی ماشین، نفس نمیتونی بکشی، همونطوری که داری جون میدی و هیچ جایی رو هم نمیتونی ببینی باید دست کنی توی داشبوردی جایی، هرچی دستت اومدو بدی بهش تا اینو در بیاره و بره


بعضیاشون اشک آور قاطیش میکنن که کاملن از کمک بهشون مطمئنت کنن! 

یهو ام وقتی میره مثلن میبینی جای هزاری، بیمه یا کارت ماشینو دادی بهش رفته... 


خلاصه که پشت این چراغ قرمزا منو یاد فیلمای Resident Evil میندازه و زامبیا و... 


همیشه میگم خدا کنه فقط نخورم به زیر چراغ قرمز... 


دو دفعه دیگه برام اسپند دود کنن راحت میتونم برم کارت جانبازیمو بگیرم...