بچه که بودیم :: به نام تفاوت

به نام تفاوت

به نام تفاوت

درود به شما

با تشکر از اینکه از وبلاگ من بازدید می کنید.

در صورت تمایل میتونید برای ارتباط با بنده ازقسمت نظرات پست های وبلاگ، یا آیدی Unsane در تلگرام استفاده کنید.

این هم لینک آیدی :

https://telegram.me/Unsane

این آیدی تنها آیدی بنده و وابسته به این وبلاگ هست.

اگر هم ریپورت بودید و یا به هر دلیلی نمیتونستید پیام بدید میتونید در این کانال تلگرامی عضو بشید تا خودم بهتون پیام بدم

https://telegram.me/Phree

شاد و سلامت و موفق باشید.

بچه که بودیم شب که می شد پدرم صدامون میزد، دراز می کشید و ما میرفتیم روی پاهاش و کمرش می ایستادیم و آروم راه میرفتیم

نمیدونم این کارمون سودی برای پدرم داشت یا نه، اما به مرور دیگه همین رو هم نتونستیم انجام بدیم
بزررررگ شدیم! 
و هرچه که فکر می کنم دیگه کار خاصی برای پدر یا مادرم انجام ندادم... 
خیلی از اون روزها که پدرم صدامون میزد تا به یه دردی بخوریم می گذره و خیلی از اون دوران دور شدیم، و الان تا چشم کار می کنه یه موجود به درد نخور مشاهده میشه... 
نمیدونم از وقتی که بزررررگ شدیم وقتی پدرم کمرش یا پاش درد می گیره چه کار می کنه
و خیلی بده که احساس کنی به درد اونی که باید به دردش بخوری نمی خوری!
انگار به درد هیچی نمی خوری...