جنگل :: به نام تفاوت

به نام تفاوت

به نام تفاوت

درود به شما

با تشکر از اینکه از وبلاگ من بازدید می کنید.

در صورت تمایل میتونید برای ارتباط با من ازقسمت نظرات پست های وبلاگ، یا آیدی Unsane در تلگرام استفاده کنید.

توجه داشته باشید که نظرات هر پست ۲ روز بعد از ارسال اون پست بسته میشه به صورت خودکار

این هم لینک آیدی تلگرام:

https://telegram.me/Unsane

لینک کانال تلگرام :

https://telegram.me/Phree

شاد و سلامت و موفق باشید.

وارد یک جنگل شدی و بازی شروع شده !


ولی این بازی مثل بازی هایی که تا به حال تجربه کردی نیست !


اینجا جنگل است ! با قوانین خاص خودش ... حالا باید انتخاب کنی که موجودیتت چی باشه !


جنگل قوانین قشنگی داره ... برخلاف اونچه که همه فکر می کنن این درندگی نیست که شرط دوام آوردن توی جنگله


اینجا هم تفاوت تو با بقیست که باعث میشه زندگی و سرنوشتت به دست خودت باشه یا زیر دندونای بقیه


خوب میریم سراغ گرگ ! خیلی زیباست ! خیلی قویه ... خیلی جذابه ولی چندتا ضعف بزرگ داره


گرگا همیشه تو چشمن ! وقتی قصد می کنن پارت کنن متوجه میشی ! قدرتشون به جنگیدنشونه 


گرگ که باشی درگیر میشی ! یه روز گاز می گیری و پاره می کنی ... یه روز پاره میشی


شب که می خوابی یه چشمت بازه چون میدونی دشمن زیاد داری ... دلت که می گیره زوزه می کشی و همه متوجه میشن 


تو دندونای تیزی داری ولی دندونای گربه ها از تو تیزتره ! باید مراقب باشی که شکار ببر و شیر و پلنگ نشی


اونها هم همین طورن ! هرکدومشون مراقبه که شکار اون یکی نشه ! این یعنی یه قدرت برابر که دیگه تعیین کننده نیست 


نمیتونی ماهیتت رو عوض کنی ... همیشه گرگی - چه بسا خودتم شکار بشی ... 


در مورد گوسفند و بز و بره و ... بحث نمی کنم . بحثم روی موجوداتیه که ما رو یاد قوانین جنگل میندازن ! به نوعی مجریان قانون جنگل


پس گرگ همیشه برنده نیست - چون اجتماعیه ... چون سلاحش توی دهنشه ... چون فکر می کنه گرگه پس نباید پنهان شه ... چون همیشه فکر شکاره 


ولی یکی از قوانین طلایی جنگ هست که میگه اگر می خواهی خوب بجنگی اول یاد بگیر بهتر از بقیه مخفی بشی


دفاع یکی از قوانین طلاییه جنگه ! و مخفی شدن از بهترین انواع دفاع


ولی مار ... زندگی یه مار ستودنیه ... 


وقتی کف جنگل راه بری همیشه باید حواست به این باشه که خیلیا دارن اونجا راه میرن - نمیدونی نفر بعدی که باهاش مواجه میشی طعمه ی توست یا تو طعمشی ! نمیدونی بعدی رو که می بینی باید بدویی دنبالش یا بدویی و فرار کنی


ولی وقتی این قابلیت رو داشته باشی که بری زیر زمین - بری روی درختا ! دست و پا نداشته باشی و حتی برای راه رفتنت هم بیشتر از بقیه فکر کنی و به این نتیجه برسی که اونجایی که زیرش سفته مال همه است و جای قدم برداشتن نیست


میتونی توی جنگل علاوه بر زنده موندن زندگی کنی ... همه رو میبینی ولی هیچکس تو رو نمیبینه ! به همه نزدیک میشی بدون اینکه متوجه بشن ! حمله می کنی در شرایطی که انتظارش رو ندارن ... پاره نمیشی چون اصلا دیده نمیشی


اگر از کسی خوشت بیاد تصمیم می گیری که بمونه یا نه ! و اگر از کسی متنفر باشی بدون هیچ مزاحمتی بهش نزدیک میشی و زهرت رو میریزی به عمق زندگیش ! بعد هم بدون اینکه بدونه از کجا خورده شروع می کنه به باختن ! و تو با غرور باختش رو تماشا می کنی


هیچکس نمیدونه چه حسی داری ! شادی و غمت رو فقط خودت میدونی و هرگز زوزه نمی کشی 


همه ازت می ترسن ولی هیچکس حتی نمیدونه دقیقا باید از چی بترسه ! وقتی حواسشون به جلوشونه تو پشتشونی ! وقتی حواسشون به پشتشونه تو روی سرشون ظاهر میشی ... اونا نیاز دارن درگیر بشن و بجنگن ولی تو فقط به یک حرکت احتیاج داری 


مثل هیچکدومشون نیستی ... اونا همه دندون دارن ولی تو هدفت رو توی ذهنت شکار می کنی !


هیچکس حریف تو نیست ... بهتر از همه میبینی ... حس می کنی ... دیده نمیشی و حس هم نمیشی


مار باش ... تنها بودن همینش خوبه ! حداقل میدونی اونجایی که هستی فقط یه نفر هست اونم خودتی


کسی به خودش نمیبازه ... کسی با خودش درگیر نمیشه !


 مار هرموقع بخواد میزنه ! هرموقع بخواد درگیر میشه ! 


و هر زمان بخواد ناپدید میشه 


و اگر درگیر بشه پاره نمی کنه ! فقط به کشتن فکر می کنه


مار سلطان جنگله




این نوشته به صورت کاملا فی البداهه در هنگاه صحبت با یکی از دوستان به ذهنم رسید

و همون موقع اینجا یادداشتش کردم

و در حقیقت گفتگوی من و دوستم بود

و از نظر بار ادبی یا منطقی جایگاه خاصی ندارد

یک نظر شخصی بود

نظرات  (۷)

ذهن،عقیده،شخصیت.. تو فوق العادست،مثل خودت
پاسخ:
سلام

ممنونم بیش از حد لطف داری

داستان هندونه رو زیاد برات تعریف کردم 

زیر بغل ما یه ظرفیتی داره ببین چند بار  گفتم
:D
کاش همینطور بود و من انقد بهت حسودی نمیکردم.. :(
پاسخ:
واقعا نمیدونم چی جواب بدم ! 

حسودی !!!!! 

خیلی جدی کردی قضیه رو
قضیه همینه،تو کم میبینیش.یا نمیبینیش..
پاسخ:
پست قبلی موضوعش توهم بود چرا تو این پست روت اثر کرد ؟
;)
آخه دقیقا اونم توهم نیست..اصل ماجراس به نظر من
پاسخ:
باشه دیگه خدافظ 

D:


ممنونم لطف داری 

باور کن خجالت می کشم از بس قضیه رو بزرگ می کنی

مرسی بابت نظراتت باز خوبه این وبلاگ یه بازدید کننده داره
D : D;
نمیدونم چی بهت بگم..
هرچی بگم تو حرف خودتو میزنی..

کم باشن،اما خوب باشن..
مث قیلی ها جالب و قشنگ....
آهنگ قبلی وبت خیلی بهتر بود....
پاسخ:
ممنونم

مثل همیشه یه دونه ای آرمین جان

پیشنهادی در مورد آهنگش داری ؟

اگر داری برام به صورت نظر خصوصی اسمش ( یا اسم هاشون ) رو بفرست
سلام
خیلی چیزها  به انتخاب خود آدم نیست  یه چیزهایی باید تو وجود آدم باشه.درسته که آدم ها تغییر پذیرند اما معمولا این تغییرات  زمانی جواب مثبت میدند که هماهنگه با اون چیزی که  توی وجودشون گذاشته شده باشه .
گرگ گرگه چون گرگ آفریده شده و مسلما هیچ وقت نمیتونه مثل یک مار  زندگی کنه 
پاسخ:
سلام

درسته - در مورد حیوانات گرگ همیشه گرگه ! ولی آدما این خاصیت رو دارن که هرجور که می خوان باشن

و این متن در مورد آدما بود - حالا به جنگل و ... تشبیهش کردم 

آدما میتونن تصمیم بگیرن که نقششون در این جنگل چی باشه

و گاهی شرایط باعث میشه که حتی یه بره تبدیل به یه گرگ بشه ( در مورد انسان ها )

و شاید یه گرگ هم روزی که نگاه به زخم های زیادش میندازه به مار بودن هم فکر کنه ...