عدولت | Justpiss :: به نام تفاوت

به نام تفاوت

به نام تفاوت

درود به شما

با تشکر از اینکه از وبلاگ من بازدید می کنید.

در صورت تمایل میتونید برای ارتباط با من ازقسمت نظرات پست های وبلاگ، یا آیدی Unsane در تلگرام استفاده کنید.

توجه داشته باشید که نظرات هر پست ۲ روز بعد از ارسال اون پست بسته میشه به صورت خودکار

این هم لینک آیدی تلگرام:

https://telegram.me/Unsane

لینک کانال تلگرام :

https://telegram.me/Phree

شاد و سلامت و موفق باشید.

امروز اخبار را مطالعه می کردم ! مردمی که به برای اثبات بی عقلیشان باز به خیابان ریخته بودند ! مردمی که رای می دهند و بعد اعتراض می کنند ! قشر روشنفکر جامعه با پسوند "از در عقب"

مردمی که همیشه از همه طلب کارند ! و زیر بار این واقعیت نمی روند که اگر هم چیزی باید عوض شود خود شما هستید و باقی مسائل با عوض شدن شما به سرعت تغییر می کنند ! همان شمایی که امروز پرچمدارید و فردا چماغدار !

در کناری 2 کودک 30 ساله ی دیگر را میدیدم که سر بازی 2 تیم x و y بحث و جدل می کردند و دائم از واژه ی "ما" استفاده می کردند

جمله های خنده داری مثل " زمانی که ما فلان کار را کردیم شما فلان بودید " یا "ما که رفتیم فلان جا شما بمانید همان فلان جا" و ... !

و من در دلم به حال آن 2 کودک هم تاسف می خوردم ! نمیدانستم دقیقا این کودکانی که به خیابان ریخته بودند یا آن دو کودکی که فکرشان شده بود بازی 2 تیم فوتبال دقیقا سر پیاز بودند یا ته پیاز !

اونهایی که به خیابان ریختند که کم بود دوباره با ماشین از رویشان رد شوند ! اینقدر پیام و رفتارشان قابل تامل هست که متاسفانه حتی دیده نمی شوند و به زیر چرخ ماشین ها می روند ! خوشبختانه این هایی هم که با ماشین از رویشان رد می شوند میدانند که این مردم اهل شاهکارهای تاریخی چقدر قابل تامل هستند و چقدر اهل قیام های تاریخ ساز ! نمونه ی بزرگترین شاهکار آنها هم چندین سال پیش رخ داد که خوب ... 

متاسفانه در اقدامات این چنین صدای شکم افراد بیشتز از صدای مغزشان به گوش میرسد ! نتیجه هم مشخص است

مورد دوم هم که حتی زحمت این را به خود نداده اند که برای تیم مورد علاقه شان از نزدیک یک سوت بکشند ! و بزرگترین افتخار ورزشیشان داشتن یک دست گرمکن ورزشی در سن 9 سالگی است ! 

زور اضافه ! کارهای پوچی که هیچ اثری از واژه ی "مغز" که این روزها به فراموشی سپرده شده در آنها یافت نمی شود !

از این موارد زیاد هست ! حالا این 2 مورد امروز روی بورس بودند !

و در کنار همه ی اینها می شنیدم که یکی از آشنایان از دختر دانش آموزی حرف میزد که پرونده اش را از مدرسه ای که در آن درس می خواند گرفته بود فقط به این دلیل که پدرش بیکار شده بود و کرایه ی رفت و آمد به مدرسه که تقریبا روزی 2 هزار تومان بود را نداشت !

برادرش هم از ادامه تحصیل در مدرسه ی نمونه ای که در آن درس می خواند محروم شده بود چون توان تهیه ی کتاب و دفتر خود را نداشت !  حالا هم قصد داشتند پس از ترک تحصیل به روستایشان برگردند و در زمین به پدرشان در کار کشاورزی کمک کنند !

به راستی آیا اینها هم تا به حال فوتبال دیده اند ! آیا در خیابان برای اینکه به ابله های امثال خودشان ثابت کنند که روشنفکرند عربده های بی هدف و بی نتیجه کشیده اند !؟ گرچه منظورم این نیست که این طفل های معصوم ابله اند ! شاید جمله را بد بیان کردم ! به هرحال متوجه منظورم شدید

آیا دغدغه ی این ها هم همین چیزها بوده ؟ واقعا الان که میدانند علیرغم داشتن استعداد باید از تحصیل محروم شوند شب ها قبل از خواب به چه چیزی فکر می کنند ؟ پدر بیکار ! مادر بیمار !  چراغ آینده برایشان خاموش شده و وقت کابوس دیدن فرا رسیده !

فکر نمی کنم دیگر تاریکی شب برای آنها ترسی داشته باشد چون روزشان تاریک تر است ! فکر نمی کنم دیگر از کابوس شب بترسند چون زندگیشان تبدیل به یک کابوس شده !

مرلین منسون در آهنگ "The Fight Song" جمله ی جالبی دارد که ترجمه ی آن اینست :

"مرگ یک نفر ( اشاره به افراد معروف جامعه ) یک تراژدی است ! ولی مرگ 1 میلیون نفر ( به فرض در یک جنگ ) تنها یک آمارست ... "


مصداق بارزش هم این همه درد ! از انسان های بی عقلی که بوی گند محتویات خارج شده از مغزشان همه جا را فرا می گیرد و مثل خوک در کثافت افکار به ظاهر روشنفکرانه ی خود دست و پا می زنند ! و منتظر ظهور کسی هستند که به کمک انها بیاید ! 
که من فکر می کنم اگر هم کسی ظهور کند علیه همین ها ظهور خواهد کرد ! 

و در کنارشان این همه درد ! این همه انسانی که دیگر به تسلیم شدن عادت کرده اند ! گویی هیچ انتظاری از هیچکس و هیچ چیز ندارند !

و منی که اینجا نشسته ام و این همه حرف میزنم ! بدون اینکه هیچ کار مفیدی انجام داده باشم ! بدون اینکه گره ای باز کرده باشم !

مثل تمام آن ابله ها - صورت مسئله را تکرار می کنم ! و هیچ که هیچ !

دلم گرفته ! عدالت زمانی میسر است که نسبت عقل به بی عقلی تعدیل شود ! وگرنه اگر عقلی هم باشد زیر آن همه بی عقل مدفون می شود !

چه نوشته ی بی سروتهی ! این یک چرک نویس اصل بود ! فقط برای اینکه کمی خودم را تخلیه کنم ! 

عذاب وجدان دارم ! ... ناراحتم ! 

قدرتم هم کافی نیست ... 

باید بروم پی قدرت ! 

قدرت زیاد هم بد نیست ! فقط باید در استفاده از آن قوی بود ...

2 هزار تومان !


نظرات  (۲)

متاسفانه در اقدامات این چنین صدای شکم افراد بیشتز از صدای مغزشان به گوش میرسد ! نتیجه هم مشخص است

چیزی به اسم عدالت وجود نداره...

دهن باز کردیم برای مزه کردن عدالت..اما نمی دونیم که زیر آرواره های پرقدرت بی عدالتی نابود شدیم...
پاسخ:
به نظر من عدالت وجود داره ولی اگر آدما ماهیتش رو تغییر ندن

 خدا رو مسئول توزیع عدالت ندونن 
مغز همون چیزیه که تو این جسم کمتر از  همه اندامها  ازش استفاده میشه؟

بیشتر از همه میدونی چی اعصاب آدم رو خورد میکنه ؟ اینکه سال های بعد امثال همون دو کودک به مرد کارگر یا  کشاورز بی تحصیلات که بخاطر نداری پدر و مادر نه بی کفایتی خودش به اون روز افتاده به چشم یه بی سواد  امل که حق نظر دادن  و حتی بهره بردن از دنیا رو نداره نگاه میکنند!
پاسخ:
سلام

البته جمله ای هست که میگه اگر خدا مشکلت رو حل کرد یعنی تو به خدا ایمان داری و اگر حل نکرد یعنی خدا به تو ایمان داره

شاید موضوع بر عکس بشه و مثل خیلی از ستاره هایی که تو سخت ترین شرایط ستاره شدن عاقبتشون به خیر بشه و با مشکلات بجنگن و پیروز بشن و ...

منتها این نگاه خیلی خوشبینانست ! متاسفانه سقف آسمون این مملکت اینقدر پایینه که اصلا جایی برای ستاره شدن نداره !

ولی خوب ... 

این عدالتیه که ما نتونستیم اجراش کنیم !