هندزفری :: به نام تفاوت

به نام تفاوت

به نام تفاوت

درود به شما

با تشکر از اینکه از وبلاگ من بازدید می کنید.

در صورت تمایل میتونید برای ارتباط با بنده ازقسمت نظرات پست های وبلاگ، یا آیدی Unsane در تلگرام استفاده کنید.

این هم لینک آیدی :

https://telegram.me/Unsane

این آیدی تنها آیدی بنده و وابسته به این وبلاگ هست.

اگر هم ریپورت بودید و یا به هر دلیلی نمیتونستید پیام بدید میتونید در این کانال تلگرامی عضو بشید تا خودم بهتون پیام بدم

https://telegram.me/Phree

شاد و سلامت و موفق باشید.

هندزفری اسم یکی از دوستای خیلی خوب منه

که خیلی جاها باهام بوده و هست - و جای خالی خیلی چیزارو پر می کنه

منتها هدف از پست تعریف و تمجید از این دوستم نیست ! به اندازه ی کافی تعریف کردم ازش


در این پست قصد دارم به عنوان یه دوست یه سری از اخلاقای بدش رو به روش بیارم - وظیفه ی یه دوست خوب همینه


یکی از اخلاقای بدی که ایشون داره اینه که خدا نکنه بذارمش توی جیبم - و توی اون جیب غیر از ایشون اقلام دیگری هم وجود داشته باشه - مثل کیف پول - کارت - کلید و ...


وقتی می خوایم درش بیاریم تا تمام اون چیزهایی که توی جیب هست رو با خودش نکشه بیرون ، بیرون نمیاد ! یعنی به همشون یکی دو تا گره خورده ! و من هنوز نمیدونم چطوری !!! آخرین نمونه اش همین امشب که وسط خیابون ما رو چند دقیقه ...ِ خودش کرد !


بعدم که گذاشتمش توی گوشم گفت داداش یه سکه ته جیبت بود اونو هرکاری کردم نیومد بیرون قربون دستت خودت زحمت اونو بکش !


یکی دیگه از اخلاقیات ( به قول یکی از بچه ها ) جالبش که اکثرن هم باهاش آشنایید اینه که شما هرجایی بذاریش - بعد که بیای میبینی انواع و اقسام گره ها که در نظریه ی گره ها در ریاضیات تعریف میشن رو به خودش زده ...

یعنی حتا دیده شده که هندزفری رو از سقف آویزون کردن به صورت کاملن صاف و بدون گره - و بعد که اومدن برش دارن شبیه تار عنکبوت بوده ! خلاصه مسلطه به این حرکت

از نمونه رفتارهای دیوانه کننده ی دیگه اش اینه که به چیزایی گیر می کنه که در احتمالات - احتمال اینکه یه چیزی به اونها گیر بکنه با احتمال اینکه یه کلاغ بتونه آهنگ آینده ی شادمهر عقیلی رو زیر آب مثل خودش بخونه یکیه !

آخرین هندزفری هام رو به این صورت از دست دادم ! یکیشون گیر کرد به شیر گاز آشپزخونه و وقتی حرکت کردم نصفش همونجا موند و بقیه اش با من اومد

و اون یکی هم توی ماشین جلوی نونوایی که پیاده شدم نون بگیرم ( نان آور خانه ) گیر کرد به ترمز دستی ماشین و کشیدش بالا و در گوشم گفت "دستی رو همیشه بکش" و بعد هم جان به جان آفرین تسلیم کرد


یکی دیگه از مواردی که به نوبه ی خودش از مورد قبلی هم آزار دهنده تره و حاضرم اون مورد اتفاق بیفته ولی این نه ، قطع و وصل شدن یکی از جفت های هندزفریه - یا اینکه صدای یکی از اون یکی کمتر باشه - و یا اینکه یکی از کار بیفته ! 


بارها شده که هندزفری رو به خاطر این رفتار شنیعش با غبار یکسان کردم و تنها تکه سیمی از اون به یادگار باقی مونده برای ثبت در خاطرات

اما خوب جدای از این همه اذیت و آزارش - یکی از بهترین دوست های من بوده و هست... و تقریبن همه جا با منه ! و شاید همین که من رو به دنیایی متفاوت از این دنیای عجیب خودمون متصل می کنه  کافی باشه تا بشه تمام این ایراداتش رو نادیده گرفت و باهاشون کنار اومد

معمولن ایراد دوستامو توی جمع نمی گم اما این دوستم یه مقدار با بقیه فرق داره...


البته امیدوارم به اندازه ی کافی دوستای خوب داشته باشید تا هندزفری هاتون اضافه کاری نکنن و یه دوست معمولی باشید با هم...


منم بارها بهش گفتم بیا دوست معمولی باشیم و در جواب گفته خوب بعدش؟ و خودم به اشتباهم پی بردم و صمیمی موندم باهاش !


شاد باشید