واقعیت بدمزه :: به نام تفاوت

به نام تفاوت

به نام تفاوت

درود به شما

با تشکر از اینکه از وبلاگ من بازدید می کنید.

به دلیل پاره ای مشکلات قسمت نظرات وبلاگ فعلن تا مدت نامعلومی غیر فعال هست...

یاهو مسنجر هم به کلی کیفیتش رو از دست داده ...

پس در صورت تمایل میتونید برای ارتباط با بنده از آیدی mycontactid در تلگرام استفاده کنید.

این هم لینک آیدی :

https://telegram.me/mycontactid

این آیدی تنها آیدی بنده و وابسته به این وبلاگ هست.

اگر هم ریپورت بودید و یا به هر دلیلی نمیتونستید پیام بدید میتونید در این کانال تلگرامی عضو بشید تا خودم بهتون پیام بدم

https://telegram.me/Phree

شاد و سلامت و موفق باشید.

امشب یکی از آشناها حرفی بهم زد و رفت

اما به معنای واقعی کلمه قلبم شکست 


مطلبی رو می خوندم که نوشته بود شکستن قلب واقعیه و واقعن اتفاقی که می افته مشابهه اینه که قلب بشکنه


و من این رو احساس کردم... قلبم درد گرفت، اول بدنم داغ شد و بعد سردِسرد شد، و کلی عرق کردم، و به حدی که نمیدونم چقدر بی اندازه بود از رفتارش و حرفی که زد ناراحت شدم، گرچه فکر نمی کنم خودش اصلن حتا متوجه شده باشه... 

بعد یه حس بدی بهم دست داد، شبیه مردن... یعنی فکر می کردم یا باید طوری خودم رو تخلیه کنم یا قطعن یه بلایی سرم میاد تا صبح، و واقعن نمیدونستم باید چه کار کنم، نه کسی بود که باهاش صحبت کنم و نه کاری از دستم بر میومد برای خودم


خوشبختانه دوست خوبم دا گریت استمیونییتر بهم پیام داد و کلی حرف زدیم و زیر و روم کرد و واقعن به خاطر این جریان مدیونشم... امیدوارم همیشه سلامت باشه و پله های ترقی رو یکی در میون بره بالا همینطوری... 

خلاصه بعد از کل این جریان، با اینکه امشب قلبم شکست و خیلی ناراحت شدم، اما فکر می کنم پشت هر اتفاق اینطوری ای یک تجربه و یک پیام وجود داره

مثل یه نقشه، که بهت میگه اطرافیانت کجان، تو باید کجا باشی، الان کجای کاری و در نهایت خودت رو نشونت میده تا بتونی پیداش کنی

انسان هایی که فهم پایینی دارند، مسائل منفی رو بد تحلیل می کنند، و مسائل خوب رو افتضاح! 

اصلن شاید دلیل اینکه وارد شرایط بدی میشن همین باشه، اما موضوع اینه که حتا خیلی از زندانی ها هم وقتی مدت زمان زیادی رو در زندان سپری می کنند، دیگه دوست ندارند ازش خارج بشن و بیرون از اون زندان غریبه هستند... حالا اگر اینجا کسی سعی بکنه اونها رو از اون وضعیت رها بکنه شاید کار درستی نباشه! 

چون اول اونها وارد زندان شدن، و بعد زندان وارد اونها شده و باهاش خو گرفتند... 

اینه که نه قهرمان باشیم، نه برای هرکسی دوست باشیم، نه به هرکسی کمک  کنیم و ناجی باشیم، نه فکرمون رو درگیر کسانی کنیم که اصلن طوری خلق نشدن که معنی خیلی چیزها رو بفهمن

خیلی سنگین و منطقی رفتار کنیم، و یا حتا سرد... بگذاریم این عمل منفی با تحلیل بدشون مواجه بشه، اما جایگاه و شان خودمون رو پایین نیاریم تا جایی که به اون حالت افتضاح خودش برسه 

میگن خوبی که از حد بگذرد

نادان حساب بد کند

و درسته، دنیا طوری کار می کنه که برای خوب بودن همیشه باید توضیحی داشته باشی

و فقط بد بودنه که بدون هیچ توضیح و دخالتی در سیستم دنیا کار می کنه


یه وقتایی توی این بازی کثیف که زندگی راهش انداخته، باید بد باشیم، یا حداقل خوب نباشیم 


وگرنه بد بلایی سرمون میاد


از خدا می خوام هیچوقت قلبتون نشکنه

و اینکه، طوری باشه که از خوب بودن خودتون هرگز احساس بدی بهتون دست نده

شاد باشید

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی