Blind Injection :: به نام تفاوت

به نام تفاوت

به نام تفاوت

درود به شما

با تشکر از اینکه از وبلاگ من بازدید می کنید.

به دلیل پاره ای مشکلات قسمت نظرات وبلاگ فعلن تا مدت نامعلومی غیر فعال هست...

یاهو مسنجر هم به کلی کیفیتش رو از دست داده ...

پس در صورت تمایل میتونید برای ارتباط با بنده از آیدی mycontactid در تلگرام استفاده کنید.

این هم لینک آیدی :

https://telegram.me/mycontactid

این آیدی تنها آیدی بنده و وابسته به این وبلاگ هست.

اگر هم ریپورت بودید و یا به هر دلیلی نمیتونستید پیام بدید میتونید در این کانال تلگرامی عضو بشید تا خودم بهتون پیام بدم

https://telegram.me/Phree

شاد و سلامت و موفق باشید.

چند وقت پیش با یکی از دوستان آشنا شدم - ایشون یکی از اون مخ های کامپیوتره... اما خوب مشکل جسمی داره ... طوری که شاید اگر کسی ببینتش اصلن متوجه نشه که چقدر در این زمینه استاده و همه فکر بکنن این مشکل جسمی و حرکتیش مانعی هست براش  !‌ یعن بقیه بیش از اونکه خودش این رو مانعی برای خودش بدونه - این مسئله رو به عنوان یه سد بزرگ در جریان پیشرفتش در نظر می گیرن... برام خیلی جالب بود که خیلی از حرفه ای های برنامه نویسی تحت وب مشکلاتشون رو پیشش حل می کردن

از اون جالب تر یکی دیگه از دوستان بود که به معنای واقعی کلمه استاد بود توی برنامه نویسی ... و گاهی دعوتش می کردن بچه ها که بیاد و احیانن اگر مشکی - باگی - ایراد منطقی و نحوی ای یا هر چیز دیگری در کدهاشون هست رو براشون پیدا بکنه

و نکته اینکه ایشون نابیناست ! یعنی اصلن نمیبینه و شاید خیلی ها بار اول که می خوان باهاش ملاقات کنن فقط دلیلش اینه که بتونن به خودشون بقبولونن که یه فرد نابینا تا این حد به برنامه نویسی تسلط داره... وارد جزئیاتش که بشیم میبینیم واقعن در حد یه معجزست

مثال ها در این رابطه زیادن...

داشتم به این فکر می کردم که شاید این محدودیت باعث شده که این افراد به باقی توانایی هاشون با جدیت بیشتری توجه نشون بدن 

بعضی ها میگن اگر اینها این مشکل رو نداشتن چییی می شدن !‌ 

شاید بیراه نگن ولی من فکر می کنم شاید اگر هیچ مشکلی نداشتن تا این حد توجهشون به توانایی هاشون جلب نمیشد

و گاهی از خودم می پرسم ما که از همه لحاظ خدا رو شکر سلامتیم... چه بهونه ای میتونیم داشته باشیم برای اینکه در زمینه ی مورد علاقمون یه پدیده نشیم ؟ 

چه مانعی از ندیدن - از عدم توانایی در حرکت - از نداشتن یک سری از اعضا یا احساس های پایه بزرگتر ؟ 

فکر می کنم گاهی باید دقتمون رو روی خودمون... روی چیزهایی که داریم... روی جزئیاتمون ببریم بالا

زوم کنیم... ببینیم آیا واقعن محدودیت های ما اونقدری هستند که ما رو از رسیدن به اهدافمون باز دارن ؟ 

و اینکه آیا واقعن اهداف ما اونقدر دست نیافتنی هستند که علیرغم نداشتن محدودیت هم نتونیم بهشون برسیم ؟‌

من که فکر می کنم ارزش تلاش کردن رو داشته باشه... 

بازم میگم... 

هر زمان احساس کردیم یه کاری سخته... به برنامه نویسی که نابیناست فکر کنیم... 

شاید دیگه اونقدر سخت به نظر نرسید !

چون معمولن اکثر محدودیت ها در ذهن ما خلق میشن و در محیط و شرایط اطرافمون خودشون رو به اشکال مختلف ظاهر می کنن

یکی هست که نمیبینه - اما نگاه قشنگی داره به زندگی

بعضی ها هم علیرغم داشتن چشم سالم نمیتونن خیلی چیزارو ببینن...

امیدوارم همه در سلامتی کامل باشیم و به اوج برسیم


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی