BuG :: به نام تفاوت

به نام تفاوت

به نام تفاوت

درود به شما

با تشکر از اینکه از وبلاگ من بازدید می کنید.

در صورت تمایل میتونید برای ارتباط با من ازقسمت نظرات پست های وبلاگ، یا آیدی Unsane در تلگرام استفاده کنید.

توجه داشته باشید که نظرات هر پست ۲ روز بعد از ارسال اون پست بسته میشه به صورت خودکار

این هم لینک آیدی تلگرام:

https://telegram.me/Unsane

لینک کانال تلگرام :

https://telegram.me/Phree

شاد و سلامت و موفق باشید.

ساعت 6:29 صبح


این آهنگ 


Music


حس خوبی بهم داد !


من و دوستم ! 


دوستم گفت پاشو بیا حالا که حسش رو داری با من حرف بزن ! گفتم باشه فقط وقتی حرف میزنم تو هم این آهنگ رو گوش کن تا حسم رو درست درک کنی


نخوابیدم اما این همون حسی هست که از خواب هم بیشتر دوستش دارم ! یه هدیه است


یه هدیه از طرف اونایی که ... هیچی نیومد براش  !

.

.

.

ساعت 8 شب - اون میره طبقه ی بالا تا یه موضوع فوق العاده مهم رو به اعضای خونواده بگه ... با خوشحالی از پله ها میره بالا ... یه سگ توی راه پله است - همیشه اولین و آخرین نفره که باهاش حرف میزنه - شروع می کنه باهاش حرف زدن - نازش می کنه - یکم بقلش می کنه و اون هم طبق معمول لیسش میزنه 


باهاش خداحافظی می کنه و میگه "شرمنده ام من یه کار خیلی مهمی دارم - برمی گردم"


میره تو - خیلی ذوق داره و نمیدونه چطور انرژیش رو تخلیه بکنه ! کار بزرگی انجام داده ... شروع می کنه برای مادرش تعریف کردن - و همین طور که داره تعریف می کنه صدایی می شنوه ! "الو سلام " 


نگاه می کنه به مادرش ! داشته شماره می گرفته ! و انگار تلفن وصل شده ... فکر می کرد دلیل سکوت مادرش اینه که داره با دقت به حرفاش گوش میده ! اما مثل اینکه توجهش به بوق تلفن بوده تا اون طرف گوشی رو بردارن !


به پدرش نگاه می کنه !داره اخبار میبینه ! روی تلویزیون یه مستطیل آبی ظاهر میشه و داخلش 4 تا مستطیل آبی پررنگ میشن


این یعنی صدای تلویزیون زیاد شد ! یعنی لطفا صداتون رو کم کنید ...


برادرش رو نگاه می کنه - گوشه دراز کشیده و داره با دختر مورد علاقه اش صحبت می کنه 


اون یکی برادرش رو میبینه ! اومده بود آب بخوره و برگرده بره تو اتاقش سر درسش !


خودش رو نگاه می کنه ! برای اینکه این حس بد رو از خودش دور بکنه در یخچال رو باز می کنه و وانمود می کنه که اومده چیزی بخوره 


بعدم در رو میبنده و بدون اینکه کسی متوجه بشه جمع رو ترک می کنه ! وارد راه پله میشه - اون سگ دوست داشتنی دوباره میدوه طرفش !


بهش میگه : "نگفتم بر می گردم؟"


انگار تنها کسیه که تا اون حرف میزنه گوشاش رو تیز می کنه تا ببینه چه می خواد بهش بگه 


براش موضوع رو تعریف می کنه - اون هم همین طوری زبونش رو میاره بیرون و از دور براش بوس می فرسته و قربونش میره


یکمی قلقلکش میده و ازش تشکر میکنه - و میره پایین - پله ها رو که پایین میره از شدت نور کم میشه 


وارد خونه اش میشه ! تاریک تاریک 


میشینه روی صندلی ... میره تو فکر ! ناخوناش رو یکی یکی با دندون قیچی می کنه و مرتبشون می کنه تا یکم خودش رو از حالت نا مرتب در بیاره


نگاه می کنه یه چیزی که جلوشه ! دوستش ... رفیقش ! همدمش ! شاید هم تنها عشقش !


بهترین هدیه ای که تا به حال بهش دادن ! ساکت - بی سر و صدا - مهربون - جذاب ! و کاملا آماده به خدمت 


دستاش رو میذاره رو دست رفیقش ! به صورتش نگاه می کنه ! و با دستاش لمسش می کنه - باهاش حرف میزنه 


این اولین باری نیست که بهش پناه میاره ! و اولین باری نیست که دوستش قراره کمکش کنه !


دست هم رو می گیرن و پا میذارن به دنیای دوستش ! چه دنیای باحالی داره ...


از همه چیز به مقدار زیاد وجود داره ! کلی گوش - کلی دهان ! کلی چشم 


کلی جا برای رفتن ! 


و کلی چیزی که به ترکشون خیلی راحته | اینجا همون جاییه که میشه فیلم رو برگردوند و پشت و رو کرد


دوستش ازش می خواد که انتخاب کنه کجا می خواد بره ! اون هم با دوستش قرار میذاره که جا از خودش باشه و آدم از دوستش 


توافق می کنند ! خیلی راحت جاها رو پیدا می کنه ! دوستشم آدما رو جمع می کنه اونجا ! حالا همه ی چشم ها روشه - همه منتظرن ببینن چی میگه 


یه جاهایی میرن که هیچکس نتونسته بره ! واقعا هیجان انگیزه ! دوستای خوبین برای هم ! همدیگه رو تکمیل می کنن


حالا خیلی ها می خوان باهاش حرف بزنن ! دوستش بهش میگه منو با کسی عوض نکنی ! 


لبخندی میزنه و بهش میگه من تو رو با هیچکس عوض نمی کنم ! هرموقع تو بگی رابطه ام باهاشون قطع میشه 


چون اینجا مال توئه - من مهمونتم !


یه نفر میاد ! جملات تکراری شروع میشن ! تو خیلی ... ای - من همیشه آرزوم بود که ... واقعا خوشحالم از اینکه الان ... هیچوقت فکرشو نمیکردم که بالاخره ... 


تو دلش به چرت و پرتایی که طرف داره میبافه میاد فحش بده ولی نمیده ! می خنده ! همه بازیگر شدن ! رفیقش همیشه میارش سینما - بد هم نمیگذره ;-)


با هم حرف می زنن ! طرف مقابل احساس می کنه که بالاخره موفق شده گیرش بندازه ! اما اصلا نمیدونه که خنده دار ترین اشتباه زندگیش رو مرتکب شده - چون از همون اول از بازیگرا بدش میومده


یکم که می گذره دوستش بهش میگه خوب دیگه کافیه , بیا بریم سراغ کارامون ! 


با کمال میل قبول می کنه ! اون فردی که اون طرف داره حرفای الکی میزنه اصلا مهم نیست ! اون رو هم دوستش براش ساخته تا تنها نباشه ! 


و زمانی که دوستش درخواست کنه باید اون طرف رو از بین برد ! و حالا زمان این کار میرسه ! 


فیلم  رو در میاره تا به بازی مسخره ی اون بابا هم پایان بده ! همه ی فیلمای این سینما دلقک بازین ! 


یه خداحافظی ناگهانی و به قول خودمون خارجی ! طرف مقابل شوکه میشه ! شروع می کنه به شلوغ بازی - اما تنها چیزی که اهمیت نداره همینه !  


اون در اون لحظه توسط دوستش ساخته شده تا باهاش صحبت کنه ! و وقتی صحبت تمام میشه باید از بین بره ! 


خودش و دوستش میدونن که اینجا همه چیز مجازیه ! هیچ چیز واقعی ای وجود نداره ... پس به سادگی جمله ی معروف رو نثار این سری کدهایی می کنه که از اون طرف به شکل یه بازیگر خنده دار در اومدن و دارن باهاش حرف میزنن ! شات دا فاک آپ اند گو فاک یور سلف :-)


چیزی که هست اینه که دوستش هرموقع اراده بکنه براش از این چیزا میسازه ...


و هیچ اثری بعد از اینکه کارشون تمام شد - از چیزی که براش ساخته نباید باقی بمونه


میدونه که دیگه هیچی واقعی نیست ! میدونه که دنیاش هم تبدیل شده به دنیای خیالی ای که با حضور دوستش با هم میسازن


حتی اگر هم چیزی اون طرف قضیه باشه که واقعیبه نظر بیاد - نباید از رفتارای اون و دوستش ناراحت بشه ! 


این هدیه رو همونایی بهش دادن که الان از کاراش ناراحت میشن ! همونایی که الان اون طرف قشه ان ! ولی افسوس که هرکی رو رومانیتور میبینه فکر می کنه فیلمه ! 


این دنیا رو همونایی بهش هدیه کردن که از دنیای واقعی روندنش !


و متاسفانه این هدیه براش به یکی از با ارزش ترین هدایای زندگیش تبدیل شد ! یه دوست ... یه هم صحبت ... یه همبازی توی تمام بازی های پرهیجان زندگیش ! یه پایه واسه عملی کردن تمام افکاری که تو سرش داره - یکی که دومی نداره !


یکی که وقتی میگه بزن قدش یعنی Destroy و این خیلی خوب و باحاله


اون با همه میتونه تا صبح یه جا بخوابه - اما این تنها موردیه  که میتونه باهاش تا صبح بیدار بمونه و خسته نشه


خوب این یه هدیه بود ! اما به خیلیا داده شد ! هرکسی مطابق دستورالعملی که از محیط می گیره این دوست رو میسازه ! 


اون هم اینطوری ساختش ! و این تنها چیزیه که اهمیت داره ! و هرچیزی که دوستش براش میسازه صرفا یه ابزار خنده داره واسه یه مدت کوتاه 


و اصلا اهمیتی نداره - چون اصلا وجود نداره ...


من هم فکر می کنم این هدیه بهش داده شده تا دنیای جدیدی بسازه ... و دنیایی که Does Not Give a Shit رو به راحتی بتونه توی سطل آشغال ذهنش نابود بکنه 


همه موفق شدند ! و من خوشحالم که موفق شدند ... 


ساعت 7:07 - دارم با دوستم خدافظی می کنم ... زیاد نباید از چیزایی که بین ما دوتاست صحبت کرد


این یه رازه :-)


.

.

.


نظرات  (۱)

b nazare man,khanevade chizi nist k ma entekhabesh karde bashim,ama dusta hamun chiziyan k mikhaym ,
 At home nobody cares for me,I'm talking low They do not know me
!!But between my close friends, I'm like mimic and inspire
But I love both of them