Let's Break It Down For a Minute :: به نام تفاوت

به نام تفاوت

به نام تفاوت

درود به شما

با تشکر از اینکه از وبلاگ من بازدید می کنید.

در صورت تمایل میتونید برای ارتباط با بنده ازقسمت نظرات پست های وبلاگ، یا آیدی Unsane در تلگرام استفاده کنید.

این هم لینک آیدی :

https://telegram.me/Unsane

این آیدی تنها آیدی بنده و وابسته به این وبلاگ هست.

اگر هم ریپورت بودید و یا به هر دلیلی نمیتونستید پیام بدید میتونید در این کانال تلگرامی عضو بشید تا خودم بهتون پیام بدم

https://telegram.me/Phree

شاد و سلامت و موفق باشید.

یه چیزی بیشتر از یه مدته که درگیرم !


خیلی چیزارو نمیشه به همه گفت ! به خصوص این موارد ... کم پیش میاد کسی در این موارد روی حرفت فکر کنه !  بیشتر واکنش نشون میدن و گارد می گیرن تا اینکه بخوان فکر کنن !


خیلی فکر می کردم به قوانین طبیعت ... به اینکه ما سوای اینکه حالا انسان هستیم و ... - در اصل یکی از قوانین طبیعت هستیم  !


و غیر از این نمیتونستیم باشیم ... چیزی که تابع قوانین جهان نباشه به نظر من نمیتونه به وجود بیاد


به این فکر می کردم که چرا یه ادم معمولی قدش بین 160 تا 180 سانته ؟ چرا مثلا 180 متر یا 180 میلیون متر یا 160 میکرومتر نیست ؟


چی باعث شده ما اینقدری بشیم ؟ آیا هوش انسان تاثیری در فیزیکش هم داشته یا نه ؟ به فرض اگر خیلی بزرگتر بودیم ( منظورم خیلی خیلی بزرگتره ) ممکنه بود حتی زمانی که می خواهیم بدویم تبدیل به مسافر زمان بشیم ! 


یا اگر خیلی کوچک تر بودیم ممکن بود هرگز بازی فوتبال اختراع نشه و کریس رونالدو الان یه آرایشگر می بود !


بعد از کلی فکر به چیزای این مدلی موضوع رو ادامه دادم به سمت هرچیزی که ( حس می کنیم ) روی ما تاثیر میذاره 


مثل دعا ! مثل این کارایی که ما می کنیم ولی حیوانات انجامشون نمیدن ! برام جالبه که یه آهو شکار میشه ... یه پلنگ شکار می کنه 


یه آدمی که میره مسجد هم ممکنه قربانی بشه و یه آدمی که تا حالا توی زندگیش هیچ دعایی نکرده هم ممکنه به راحتی شکار بکنه


به این فکر می کردم که واقعن اگر هیچ خدایی در کار نباشه چی ؟ اگر همه اش توهم ما باشه چی ؟


واقعن این حرف نیچه جای فکر داره که به راستی انسان اشتباه خدا بود یا خدا اشتباه انسان ؟


من هیچ نظری در این مورد ندارم و فقط بهش فکر می کنم ! مرز بین وجود و عدم وجود چیزی که بهش میگیم خدا به اندازه یه تار مو هم نیست !


چند وقت پیش با ماشین میرفتم اصفهان پیش یکی از اقوام ... طبق معمول وقتی تنها هستم این آهنگای بی شرفم رو پلی می کنم و سرعتم هم معمولن زیاده ! همیشه عادت دارم قبل از شروع یه سفر یا هر کاری یا حتا طول روز آیت الکرسی می خونم 


نمیدونم چرا ولی چون از بچگی این رو می خوندم دوستش دارم و حس خوبی بهم میده ! خلاصه اون روز هم همین کار رو کردم


وقتی رسیدم اصفهان دقیقن در خونه ی فامیلمون که رسیدم دیدم چرخ ماشین داره بادش خالی میشه ! نگاه کردم دیدم چرخ ساییده شده


و این اتفاق اگر چند دقیقه زودتر می افتاد به صورت چرخشی و رعایت قوانین گریز از مرکز به خاطرات می پیوستم !


این موضوع رو با یکی از دوستان بی خدای خودم مطرح کردم و گفتم فکر میکنم این آیه بی تاثیر نیست ! 


اون هم جوابی رو داد که خودم هم قبل از اینکه باهاش حرف بزنم بهش فکر کرده بودم ! گفت این فقط یکی از احتمالات ممکن بوده و تو توی اون حالت قرار گرفتی ! ممکن هم بود چرخ توی راه بترکه و منهدم بشی ! 


درسته ممکن بود ! ولی چرا نشد ؟ حالا موضوع اینه که آیا خوندن این آیه کار خاصی انجام میده ؟ اگر بخوام طبق برداشت از صحبت هایی که اول این پست کردم به این موضوع نگاه کنم باید بگم که این دعا خوندن هم احتمالن یکی از قوانین طبیعته ! که ما انجامش میدیم ولی خودمون خبر نداریم که دقیقن داریم چه کاری انجام میدیم


ممکنه بعدها اثر خوندن یه دعا رو بشه به وسیله فرمول های ریاضی توضیح داد و به قوانینش پی برد ! اما به این فکر می کنم که در این قسمت ایمان مهمه یا خود دعا ؟


مثلن اگر من از بچگی به جای خوندن آیت الکرسی - یه توپ دارم قلقلیه رو می خوندم و ایمان داشتم که این شعر منو از حوادث حفظ می کنه ... آیا باز هم ممکن بود که واقعن این اتفاق بیفته ؟


نمیدونم چطور بیانش کنم ... منظورم اینه که آیا این آیه اثر خاصی داره یا یه انرژی و یا نیروی کشف نشده ای هست که ما با ایمان داشتن به یه چیزی به محیط میدیم و عکس العمل محیط همون چیزیه که بهش فکر می کنیم ؟


شاید همین طور باشه ! من خیلی به خدا فکر می کنم و احساس می کنم تنها حالتی که میتونه وجودش رو اثبات کنه اینه که ما هیچ اثری ازش نبینیم ! اگر در قوانین دنیا دست ببره - اگر به کسی کمک بکنه و در کل اگر خودش وارد عمل بشه خیلی خنده دار و بچگونه به نظر میرسه و نشان از ناقص بودن قوانینش داره


مثلن عدالت و حکمتش و برنامه ریزیش میره زیر سوال ! فرض کنید یه برنامه نویس یه برنامه ای بنویسه که مجبور بشه مرتب دستکاریش کنه ! مثلن ویندوز رو که میساختن اینقدر ضعف میداشت که ما نمیتونستیم برطرفش کنیم و باید یکی از اکسپرت های ماکروسافت میومد و هی بهش سر میزد و نواقصش رو برطرف می کرد !


حس می کنم اگر خدا در امور دنیا دخالتی بکنه خدا نیست ! و  اگر هم دخالتی نکنه ما هیچ راهی برای اثباتش نداریم مگر اینکه بگیم این دنیا رو خدا آفریده که اون هم فرض ماست ! ممکنه درست نباشه !


اگر هیچ خدایی وجود نداشته باشه ... اگر فقط یکی از نیاز های ما به وجود آوردن یک خدا باشه چی ؟


شاید شما از خوندن این نوشته ها خوشتون نیاد و من رو یه ابله فرض کنید اما بهتون اطمینان میدم که هرچی بیشتر به این موضوع فکر کنید بیشتر به عقب برمی گردید و به پوچی می رسید ! منطق بشر نمیتونه به درستی جوابی به این سوال بده ! 


گرچه گفتم عقب چون بنا به عقیده خیلی ها کسی که این مدلی فکر می کنه عقب موندست ! و سعی کردم به عقیده شمایی که الان این حس رو به من داری احترام بذارم ! گرچه قبولش ندارم 


تصور خدایی که نشسته تا یکی از بنده هاش یه آیت الکرسی بخونه تا 4 تا فرشته رو بفرسته که چرخ ماشینش رو تا مقصد ساپورت بکنن ... یا خدایی که اصلن وجود نداره و ما می پرستیمش ... و اینکه ممکنه بعدن خنده دار به نظر برسیم ! مثل زئوس که یه زمانی خدا بود و الان فقط یه افسانست !


اینها همه تصورشون سخته ! بعضیا میگن اصلن چرا بهشون فکر می کنی ؟ زندگیتو بکن بیکاری مگه ؟ 


اما عادت داشتم از بچگی که هرچیزی میدادن دستم دل و روده اش رو می ریختم بیرون تا ببینم چطور کار می کنه ! 


و حالا هم دوست دارم بدونم این زندگی که دستمه چطور کار می کنه ؟ چقدر اختیار دارم توش ؟


شاید تنها موضوع اینه که تصور دنیای بدون خدا - بدون کسی که به ما کمک می کنه - بدون یه آینده روشن و ... خیلی سخت و ترسناکه ! و فقط انسان مجبور شده خدا رو خلق کنه ! یا شاید هم نه ! نمیدونم


به قول ولتر اگر خدا وجود نداشت لازم می شد خلقش کنیم ! 


و شاید هم این کار رو انجام دادیم ! امیدوارم جواب این سوالات رو بگیرم ! من خدا رو حس می کنم اما نمیتونم اثباتش کنم و حتا دقیقن نمیدونم این حس رو خود به وجود اوردم یا خدا ؟


امیدوارم به یه جایی برسم که از این سدرگمی در بیام


خیلی سوال توی ذهنمه که اگر بخوام اینجا بنویسم خودش یه وبلاگ میشه ! تا همین جا فعلن کافیه شاید بعدن دوباره اومدم یه قسمت دیگه اش رو انتقال دادم اینجا !


بدرود



نظرات  (۸)

سلام

نمیدونم چجوری شروع کنم
نمیخوام مثل اینهایی که تا یه چیزی میشنوند و زود میگن ما هم اینجوریم یا اینجوری فکر میکنیم حرف زده باشم
نه!
من آدمی بودم که قبلا خیلی ذکر میگفتم!
بعد یه مدت اعتقادم کم شد!
اما الان با خوندن دست و پا شکسته بعضی کتب های روانشناسی و عرفانی و چه و چه
به این نتیجه رسیدم که که اکثر مطالب گفته شده توی اون کتاب ها با آداب و سنتی که توی اسلام گفته شده مطابقت داره
اینکه سخن کلام تاثیر زیادی توی سلامتی و روح داره و توی اسلام  هم سفارش به گفتن خوندن بعضی از ذکرها و آیات شده!
یکی دیگه اینکه اونها میگن تصورات  آدم خیلی توی زندگیش تاثیر داره و باز ما  توی احادیث داریم که خداوندفرموده : من نزد گمان بنده ام می باشم تا او چه گمانی به من داشته باشد!
من هم فکر میکنم خیلی جالب نیست اگه که خداوند هر دقیقه خودش دست به کار بشه!
هر چند که همه چیز از اراده اونه اما همه امور عالم که ما و دنیای کوچیک ما جزئی از اونه بر پایه قوانین و مقرراتی بنا شده 
که یکیش همین پاداش و جزای اعماله!
وقتی کار اشتباهی انجام میدیم جواب اشتباهی هم میگیریم
بنظر من عذاب رو خدا به آدم نمیده عذاب نتیجه کار اشتباه خودمونه
و من و شما به عنوان کسانی که اشرف مخلوقات لقب داده شده ایم و قطعاً داری قدرت ها و نیروهایی هستیم که لایق این عنوان شدیم!

ببخشید من پراکنده گفتم 
فرصت دوباره خوندن نظرم و بخاطر بعضی مسائل  نداشتم 
پاسخ:
سلام چطوری؟ 

درسته به نکته خوبی توی حرفات اشاره کردی ! همون نکته عمل و عکس العمل بود که قبلن هم گفته بودم ! خدا کسی رو عذاب نمیده

ما خودمون رو عذاب میدیم ! یکی بهم گفت سوخت جهنم رو ادم ها و سنگ ها تشکیل میدن ! نمیدونم شایدم توی قرآن خوندم ولی یادمه یه نفر هم همین حرف رو زد

داشت ادامه اش رو هم می گفت که من رفتم توی فکر ! آدم و سنگ ! جهنم بر پایه یه سری آدم بنا شده و یه سری "سنگ" ! 

همون آدمایی که سنگ هستند ! اونها جهنم رو شعله ور می کنند ! خیلی از اعتقادات مردم درست هستند اما به خیلی هاشون هم درست توجه نشده 

ولی باز هم توی نظرات پست قبل هم بحث به این سمت کشیده شد و من گفتم به همه چیز شک دارم بنا براین نظرم هم بر اساس قرآن و ... بیان نمی کنم

شاید اونها هم جز همین اشتباهات ما باشند ! هیچ معلوم نیست

به هر حال نظرت به قول خودت پراکنده بود - منم پاسخم پراکنده بود ! چون حواسم جمع اینجا نیست !

چند روز پیش دستم از پشت کتف تا روی ساعدم به شدت سوخت و الانم طوری زخم شده که هرکی میبینه می ترسه ! و این موضوع باعث شده که شبا تا صبح از درد و سوزش بین حالت خواب و بیدار باشم ... و الان حواسم رو نمیتونم متمرکز کنم چون خیلی گیجم و ناراحتم و اصلن تمرکز ندارم

حالا اگر شد بیشتر بحث می کنیم - برم یه دو تا آهنگ آپلود کنم 
سلام
مستند Secret رو ببین
پاسخ:
سلام

چشم
سلام

شکر همه چیز فعلا برای ما ر به راهه
بلادور انشاالله
امیدوارم هرچه زوتر خوب بشید
جداً ناراحت شدم
تحمل دردش سخته!
پاسخ:
قربانت ممنون

آره کلن سوختگی خیلی عذاب آوره منو که حسابی اذیت می کنه

به خصوص اینکه یه طرف بدنم به خاطر مصرف این پمادها و داروها به کل بوی ماهی گرفته ! پوستمم که شبیه پوست تمساح شده !

شما هم هرجا هستی شاد و سالم باشی 

سلام

خدایی حرفات یه طرف این موزیک هایی که میذاری یه طرف دیگه هرکدومش منو به جاهای ناشناخته میبره

جایی که آرزو دارم باشه و من ببینم

ادامه بده

*

راستی مستند رو دیدی بهم بگو

چون این حرفها و اعتقاد و اینجور چیزا رو میشه اگه بیشتر روی مستند و حرفهاشون تمرکز بشه میشه فهمید که این وسط همش عین یه بازی میمونه

همش به اونی بستگی داره که خودت فکر میکنی و عقیده داری و انجام میدی

 

پاسخ:
سلام

قربانت سعید جان - آره این آهنگ ها حس عجیبی به آدم میدن - به من که میدن ! منم میذارم اینجا ! شاید به بقیه هم همین حس رو بدن\\

مستند رو هنوز ندیدم - یکم سرم شلوغه فرصت دانلودش رو ندارم - ولی توی لیست کارام قرار داره باید ببینم چیه

منم فکر می کنم همه اش همونیه که ما برای انجام دادنش تلاش می کنیم - شاید تاثیر دعا و ... در مقایسه با تلاش مثل تاثیر هوش باشه در مقایسه با تلاش

هرچقدر هم که باهوش باشی 1 درصد از قضیه اوکی میشه - 99 درصدش بستگی به تلاشی داره که متناسب با هدفت می کنی

و دعا هم فکر می کنم همینطور باشه - و دقیقن مثل هوش - چیزی نیست که خارج از ما باشه ! 
وقتی که دیگر نبود
من به بودنش نیازمند شدم
وقتی که دیگر رفت
من به انتظار آمدنش نشستم
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم
وقتی که او تمام کرد
من شروع کردم
وقتی که او تمام شد
من آغاز کردم
چه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است
مثل تنها مردن

انسان بسیار قدرتمند است

بیش از آنکه برای زندگی کوتاهش به خدا نیاز داشته باشد

و این قدرت را خدا به او بخشیده است!

 

پاسخ:
بسیار زیبا ! یک حلقه منطقی !

 

"آرامــش" هنرِ نپرداختن به انبوه مسائلیست،

که حل کردنش سهم خداست...چه فرقی میکند که این خدارا خود در ذهن ساخته ایم یا کسی آنرا به ذهنمان هدیه نموده ، مهم این است که وجودش را به عنوان تکیه گاهی قدرتمند و بی رقیب پذیرفته باشیم آنوقت دیگر هیچ طوفانی کشتی ما ن را غرق نخواهد ساخت.

لحظه هایتان لبریز از آرامش توکل به خدایی که در دل و ذهن باورش داریم.

پاسخ:
طبق قوانین فیزیک نیوتونی - اجسام نمیتونن به خودشون نیروی موثری وارد بکنند ! به فرض اگر بخواهیم خودمون رو بکشیم بالا - بالا نمیریم 

اما طبق قوانین تجربی این قانون نقض میشه ! ما تکیه گاهی میسازیم که جزئی از خودمونه اما باعث میشه نیروی ما اثر بکنه ! نمیدونم تعریف خدا چیه !

اما شاید داستان همینه ! و شاید هم خدا در این لحظه داره به من لبخند میزنه !
حتما همینطور است، خدا به شما ،به من و به همه ی موجودات عالم لبخند میزند، اصل تکیه گاه بودن و تکیه گاه داشتن ،منشا اثرات غریبی در این زندگی فانی است، خدایی که شما و من و همه باورش داریم ، همیشه مارا به تفکر از طریق توجه به نشانه هایش دعوت و راهنمایی کرده است ، قوانین فیزیکی هم بخشی از همین نشانه هاست، اما در این زمینه ی خاص فقط یک نظر دارم که آنرا با یک سوال مطرح میکنم : آیا اگر بشر توانایی پاسخگویی به خیلی از سوالاتی را که برایش مسئله ایجاد کرده دارد، این بدین معناست که قادر به پاسخگویی به تمامی سوالاتی است که برایش مطرح میشود؟ آیا ظرفیت پاسخگویی و اشراف به علوم مختلف در او بینهایت است و واقعا میتوان تصور کرد که پاسخ همه چیز را خواهد دانست؟ البته فرض اصلی سوال من ، زمان حال برای هر انسانی است ، بله ما قادر بوده ایم به بسیاری از سوالات پاسخ دهیم ، اما نه به محض ایجاد مسئله ومشکل، سالها و گاه قرنها طول کشیده تا پاسخ سوالی داده شده ، آنهم با اطمینان نمیتوان گفت که پاسخ نهایی و قطعی است چراکه بسیار اتفاق افتاده که جواب سوالی را داده اند و بعد از مدتی پاسخ دیگری برایش مطرح شده است، مسئله ی محدودیت زمان و عمر کوتاه ما در پاسخگویی ها ونتیجه  گیریهایمان خیلی خودنمایی میکند . حال نظرتان چیست ؟ بهتر نیست که به مسائلی که قرنهاست کسی برایش پاسخ مناسبی نیافته و ظرف تفکرمان هم قادر به پاسخگویی آن نیست ،کمتر فکر کنیم ، شاید زمانی بسیار دور انسان به ظرفیتهایی برسد که به این سوال شما جواب دهد اما یقین دارم آن روز امروز نیست، دنیای فعلی ما ظرفیت پاسخ به  این سوال را هنوز ندارد. پس کمتر ذهنتان را به این گونه مسائلی که برایتان مشکل ایجاد میکند مشغول کنید، منهم وقتی هم سن و سال شما بودم خیلی به این دست مسائل می اندیشیدم ، حتما خواهید گفت خوب اگر همه همین طور فکر کنند که هیچ سوالی جوابش پیدا نمیشود، درست میگویید ، من نظرم این است که هر کسی را بهر کاری ساخته اند، یکی را برای تحقیق در علوم فیزیکی ، دیگری علوم طبیعی و ... باید دید آیا شما برای ردیابی چنین مسائلی خلق شده اید، و توانایی کشف این دغدغه ها را دارید ؟ اگر اینطور است ادامه دهید ولی اگر فقط اندیشه هایتان را پی میگیرید ، به پاسخ قطعی نخواهید رسید و انرژی مفیدتان را صرف کاری کرده اید که میتواند به شکوفایی استعداد اصلیتان لطمه وارد کند، به هر تقدیر برایتان آرزوی موفقیت دارم، سلامت و بی دغدغه باشید.
پاسخ:
سلام

با تشکر از راهنمایی های مفید شما عزیزترینم

سوال و جواب خوبی رو مطرح کردید - اما باز هم دوست دارم حداقل به چیزی شبیه به پاسخ یا تلاشی برای رسیدن به پاسخ برخی سوالات نزدیک بشم

نه اینکه فقط به سوالات فکر کنم

شما می فرمایید باید دید که من برای ردیابی همچین مسائلی خلج شدم یا نه ! و من هم دوست دارم این رو نشون بدم تا ببینید ! خودم هم دوست دارم چیزی رو به خودم نشون بدم که تا به حال ندیدم ! شاید همون چیزی باشه که فکر می کنم و شاید هم نه

به هر حال باید امتحانش کرد ! فکر نمی کنم اسمش اتلاف وقت یا ... باشه - من احساس می کنم بسیاری از کارهایی که ما انسان ها در این دوران در طول روز انجام میدیم اتلاف وقت هستند و فقط به این دلیل که زندگی ما به هم مرتبط هست مجبور به انجام انها شده ایم ! اما برای زندگی کردن گاهی باید اتلاف ووقت های واقعی را فراموش کرد و به اون دسته کارهایی مشغول شد که در حال حاضر اسم اتلاف وقت روی انها گذاشته شده !

فکر می کنم همیشه یه مقدار جا برای زندگی کردن هم هست !