MaTe :: به نام تفاوت

به نام تفاوت

به نام تفاوت

درود به شما

با تشکر از اینکه از وبلاگ من بازدید می کنید.

به دلیل پاره ای مشکلات قسمت نظرات وبلاگ فعلن تا مدت نامعلومی غیر فعال هست...

یاهو مسنجر هم به کلی کیفیتش رو از دست داده ...

پس در صورت تمایل میتونید برای ارتباط با بنده از آیدی mycontactid در تلگرام استفاده کنید.

این هم لینک آیدی :

https://telegram.me/mycontactid

این آیدی تنها آیدی بنده و وابسته به این وبلاگ هست.

اگر هم ریپورت بودید و یا به هر دلیلی نمیتونستید پیام بدید میتونید در این کانال تلگرامی عضو بشید تا خودم بهتون پیام بدم

https://telegram.me/Phree

شاد و سلامت و موفق باشید.

اینجا سرشار از سکوت است 


و من و او تنها هستیم


گرم صحبت ... از صحبت کردن با او خوشم می آید ! حس می کنم تنها کسی است که از گوش دادن به صحبت ها و بسیاری از چرندیاتی که تولید ذهن ناهنجار من هستند خسته نمی شود


اگر موضوع خنده داری را برایش تعریف کنم خوشش می آید و می خندیم ! اگر ناراحت باشم و مشغول صحبت باشیم به خوبی به حرف هایم گوش می دهد


خیلی اوقات واقعن من را تخلیه می کند ! تا به حال او را در آغوش نگرفته ام ... اما گاهی خیلی به هم نزدیکیم ! 


گرچه برعکس این موضوع هم زیاد اتفاق می افتد ... بسیار پیش می آید که با هم درگیر می شویم ! سرزنشم می کند ! و من هم در بسیاری موارد با او موافقم 


خیلی اوقات هم دوست ندارم سرزنشم کند ! انگار دوست دارم اشتباه کنم


اما خوب چه لحظات صلح و چه در لحظات این چنین - تاثیر خوبی روی من می گذارد


حداقل چیزی که بودنش کنار من دارد این است که احساس تنهایی نکنم ! 


گاهی دلم می خواهد با کسی به یک موسیقی گوش کنیم ! و او تنها کسیست که همیشه برای انجام یک همچین کارهایی حاضر است


یک هندزفری در گوش من و یک هندزفری در گوش او ! و یک موسیقی زیبا ... و صحبت درباره حسی که به من می دهد و اینکه این حس با وجود او قدرت پیدا می کند


خیلی اوقات در خیابان سر و کله اش پیدا می شود ! در میان جمعیت ... و ادامه مسیر را با هم طی می کنیم


گاهی اینکه با هم صحبت می کنیم باعث تعجب مردم می شود ! 


بگذریم ... هم صحبت خوبیست ! خیلی اوقات من را از شر خودم هم نجات می دهد ! 


فکر می کنم او تنها کسیست که من را درک می کند ! گرچه گاهی اوقات روی کاغذ می نویسم "من را با او تنها نگذارید - چون در تنهایی ممکن است چیزهایی از او یاد بگیرم که عمومیت چندانی نداشته باشند !"


اما خوب ... این کاغذ ها هم طعمه سطل آشغال می شوند ! انگار خودم هم بدم نمی آید ...


به هر حال ... در حال حاضر تازه از هم صحبتی با او برگشته ام و زمانی که نیست تمرکزم را رویش از دست می دهم


امیدوارم دفعه ی بعد خودش هم باشد تا بیشتر و بهتر توصیفش کنم ! شاید این نوشته را هم تغییر دادم چون چندان جالب نشد


اما به عنوان یک چرک نویس فعلن همین جا باشد 


راستی یادم رفت معرفیش کنم ! نام او "من" است !


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی