ZeroDay :: به نام تفاوت

به نام تفاوت

به نام تفاوت

درود به شما

با تشکر از اینکه از وبلاگ من بازدید می کنید.

در صورت تمایل میتونید برای ارتباط با بنده ازقسمت نظرات پست های وبلاگ، یا آیدی Unsane در تلگرام استفاده کنید.

این هم لینک آیدی :

https://telegram.me/Unsane

این آیدی تنها آیدی بنده و وابسته به این وبلاگ هست.

اگر هم ریپورت بودید و یا به هر دلیلی نمیتونستید پیام بدید میتونید در این کانال تلگرامی عضو بشید تا خودم بهتون پیام بدم

https://telegram.me/Phree

شاد و سلامت و موفق باشید.

جامعه ای - یا دنیایی رو در نظر بگیریم که همه افرادش دارای شخصیت هایی هستند که در دنیا و جوامع ما از اونها به عنوان اختلالات شخصیتی یا ناهنجاری یاد میشه


فرضن همه عادت دارند بلند بلند بخندد ... ادا در بیارن... صدای خروس در بیارن وسط یک جلسه و ...


وقتی همه این حالات رو داشته باشند ، نه تنها موضوع دیگه غیر عادی نیست - بلکه اگر کسی اینطور نباشه ناهنجار محسوب میشه... یا احتمالن فردی دارای اختلال شخصیتی قلمداد میشه


به این فکر می کردم که چه معیار دقیقی برای درستی یا نادرستی - برای هنجار یا ناهنجار و در کل برای مواردی که تقریبن اکثرشون صرفن یک قرارداد عمومی هستند و بر اساس اینکه در عموم دیده میشن به عنوان یک استاندارد در اومدن وجود داره  ؟


آیا واقعن چیزی که عمومیت داره درسته و آیا واقعن اگر چیزی صرفن به دلیل اینکه عجیب به نظر میاد و عمومیت نداره ناهنجار خطاب بشه - درسته ؟


من در مورد درست یا نادرست بودنش فعلن نظر خاصی ندارم... اما فکر می کنم حداقل عادلانه نیست 


هرکسی که به هر نحوی با بقیه تفاوت داره - خیلی در زندگی عذاب می کشه... هیج کس رو نداره معمولن... هیچکس به ارتباط باهاش تمایلی نداره و خودش هم تمایلش رو به ارتباط با بقیه از دست میده 


و اون قسمت هایی از شخصیتش که با معیارهای عمومی مطابقت دارند همیشه در عذاب و رنج و سختی به سر میبرند


به فرض کسی که عادت داره صبح زود از خواب بیدار بشه و صدای فلامینگو در بیاره - احتمالن چون اینطوریه - اون قسمت از شخصیتش هم که علاقه داره که عصر با یک نفر صحبت بکنه رو هم باید نادیده بگیره و بیخیالش بشه - چون مردم همه دوست دارند با هم صحبت بکنند - اما تعداد اونهایی که دوست دارند با کسی که صبح زود صدای فلامینگو در میاره هم صحبت بشن خیلی خیلی محدوده - تقریبن به اندازه ی فلامینگوهای روی پشت بوم منازل


خلاصه اینکه خیلی از افراد - یک قسمت اعظمی از زندگی - نیازها -  عواطف و احساسات و خیلی چیزهای دیگرشون فدای یک قسمت کوچکی از شخصیتشون میشه... 


گرچه ممکنه همون قسمت کوچک - مهم ترین قسمت داستان زندگیشون باشه... و ممکنه باعث بشه که یک دنیا از یکنواختی خارج بشه...


اما حداقل برای خودشون - معمولن چیز خاصی نداره... و اگر با ارزش باشه - زمانی که طول می کشه تا عموم به ارزشش پی ببرند خیلی بیشتر از مدت زمانیه که اون فرد قراره زنده باشه...



در هر صورت - حس می کنم  عدالت فقط در موارد عمومی تعریف میشه 


در مورد چیزهای خیلی خوب یا خیلی بد - بیشتر نادیده گرفته شدن یا برخورد یا ... صورت می گیره


چون کسی در موردشون درک درستی نداره - و بنابراین کسی نمیتونه عدالت رو در مورد چیزی که نمیدونه چیه اجرا بکنه


چه به صورت قانونی - چه به صورت واکنشی یا ادراکی یا احساسی یا...


نظرات  (۱)

aaaali minevisi hamishe
aaaali hasti asan kheili zooram miad ke inqad aaali hastio kasi nemidone
perfect
vali ye soal
hala chera felamingo

hahahaaa
پاسخ:
سلام

ممنونم از لطف بیش از حدت

و اینکه

من جدیدن برای تنبیه فیدل - وقتی که کار بدی انجام میده - بهش میگم فلامینگو

و در لحظه ی نوشتن اون متن این کلمه به ذهنم رسید !

چون قرار بود ۱ خط باشه ولی وقتی نوشتمش زیاد شد - و این مدل نوشتن همه اش آنیه و کلماتش هم از تولید به مصرف ان

بله...