بایگانی آبان ۱۳۹۳ :: به نام تفاوت

به نام تفاوت

به نام تفاوت

درود به شما

با تشکر از اینکه از وبلاگ من بازدید می کنید.

در صورت تمایل میتونید برای ارتباط با بنده ازقسمت نظرات پست های وبلاگ، یا آیدی Unsane در تلگرام استفاده کنید.

این هم لینک آیدی :

https://telegram.me/Unsane

این آیدی تنها آیدی بنده و وابسته به این وبلاگ هست.

اگر هم ریپورت بودید و یا به هر دلیلی نمیتونستید پیام بدید میتونید در این کانال تلگرامی عضو بشید تا خودم بهتون پیام بدم

https://telegram.me/Phree

شاد و سلامت و موفق باشید.

۱ مطلب در آبان ۱۳۹۳ ثبت شده است

تا حالا خیلی چیزا یادم داده ! 


یادم داده از خودم سوال کنم خیلی آدما زورشون زیاده ولی چرا خدا رو وارد قضیه نمی کنیم ؟ 


یادم داد این همه خدا ما رو امتحان کرد این بار من امتحانانش کنم ( 20 میشه - ولی سواد من کمه راه حل های ابتکاریش رو نمره نمیدم و همش ازش می خوام همونی که من خواستم رو بنویسه ! )


یادم داد اگر می خوای بری جنگل - به جای اینکه با خودت بگی میریم جنگل یه حالی می کنیم و میایم - با خودت بگو جنگل هم خار داره هم مار !


پس نه دمپایی لا انگشتی پات کن نه شلوارک بپوش ! پوتین با شلوار کلفت ! اگر هم خیلی به تیپت اهمیت میدی شلوار لی بپوش ! 


اگه خار نداشت و ماری هم نبود ضرر نمی کنی ولی اگر باشه به نفعته که این مدلی فکر کردی ! در حالت بعد یه طرف قضیه هیچی نیست ولی اون طرف ضرره ! دیگه خود دانی 


یادم داد وقتی یه عده همه یه جور باشن و هم سطح - وقتی سطح قضیه رو لمس می کنی خوش دسته ! اما وقتی یه عده می خوان خیلی زیاد از جمع بزنن بیرون ! در شرایطی که حقشون نیست و ظرفیتشو ندارن ! مثل میخ از وسط جمعیت میرن بالا ! اون وقته که وقتی قضیه رو لمس می کنی حس می کنی یه چیز خیلی تیز و دردناک رو لمس کردی ! اگر بخوای با قضیه همراه بشی و تا آخرش باشی همیشه باید درد این میخ هایی که اون وسط سبز شدن رو تحمل بکنی ! 


من چکش خوبی نیستم ! اما شاید خار توی قسمت قبل هم دلیلی داشته که نشده چمن ! 


وحشی شدن هم شاید قسمتی از این راز بقا باشه ! تا کی لگد شی و وظیفت باشه که سبز بمونی و حال بدی ؟ گاهی قانون عوض میشه ! راز بقا به جای اون حرف وسطش که 2 تا نقطه داره نقطه های تردیدشو به خار تبدیل می کنه و میشه چی ؟ رازِ بِ (ق+2) ا ... ؟ !


شایدم همینه رسمش !


دیگه چی یادم داد ؟ یادم داد اگه دنبال یه جنسی بودی ... هیچ جا پیداش نکردی و فقط یه مغازه با قیمت خیلی بالا میفروختش - به قیمتش نگاه نکن اگر بحث با 4 تا کاغذ حل میشه بخرش ! چرک کف دست رو بده بره به جاش چیزی که دوستش داری رو به دست بیار


اما ... اگه طرف بهت گفت قیمتش همونه ... منتها باید برقصی یکم بعد بخریش ... بزن تو دهنش !


یادت باشه هیچی رو از دست نمیدی ... اگر خریدیش دیگه هیچی نداری که از دست بدی چون در اصل اون بنده خدا همه چیزتو خریده !


نفروش خودتو ! بذار خدات همیشه دستت باشه - خودتم از دنیا پس بگیر ... ( بعدم برو مغازه کناری اون جنسو داره با قیمت خودش بخرش ! داستان اینجوریه معمولن )


یادم داد مرد هم گریه می کنه ! فقط گریشو کسی نمیبینه ! مرده و خداش ! واسه خدا هرچی گریه کنی کنتور نمیندازه ! اتفاقن مردای تنها واسه خدا گریه می کنن چون رفیقو همدم و همراه و همه چیزشونه !


یادم داد درک کنم ! یادم داد همیشه از این سخت ترم هست ! و همیشه ممکنه مال بقیه از اینم بدتر باشه ! بفهمم اینو ... الان منم شدم یکی از اون بقیه هایی که تا دیروز من نبودم ! دارم می فهمم اینو !


یادم داد  " این همه در ! چرا قفلی رو این که قفله ؟ "


اون بالا که اومدم بنویسم استارتشو که زدم یه چیز جدید یاد گرفتم ! اینو فکر کنم خود اوستا کریم الان یادم داد ! "دهنده ی بی منت" . خیلی بهش میاد ! 


یادم داد بعضی چیزا هم جزئی از داستانه ! رد کن برو ! سریع بخون و ورق بزن که با بقیه داستان همراه بشی !


یادم داد دوست خوب چه گنجیه ! می ارزه آدم دنبالش بگرده ! و می ارزید که فهمیدم هنوز باید بگردم !


یادم داد به کم قانع نباشم ! یادم داد آروم حرف بزنم اما سریع فکر کنم ! 


یادم داد گاهی احتمالات قطعی تر از قطعیات هستند . مثل بقیه فکر نکنم


یادم داد موقعیت شناس باشم - هر تکنیکی رو یه جا باید اجرا کرد ! یادم داد تاکتیک یعنی این


یادم داد که نمی خواد یادم بده عوض شم ! حتا اگه شده همه چیزو عوض کنم ... اینو نمیدونم من یادش دادم یا اون یادم داد ! حالا اگرم من یادش دادم عیب نداره ! نمیشه که همه اش اون یادم بده !


یادم داد به جای اینکه بگم "هههههییییییی" بگم "هههههههههوووووووووفففففففففف" ! اینا خیلی فرقشه ! تازه فهمیدم اونایی که قبل از 7 بیدار میشن دومی رو زیاد میگن و اونایی که بعد از 7 بیدار میشن رو اولی بیشتر مانور میدن !


البته اونایی که بعد از 7 تازه می خوابن بیشتر میگن "خخخخخ - پپپپپپپفففففففف " که خوب اینا تو همون رختخواب باشن نیان تو داستان بهتره !


خلاصه کنم براتون ... فکر نمی کردم الان که می خوام اینو بنویسم این همه چیز یاد گرفته باشم ! به خصوص توی مدت 3 روز اخیر که شاید نصفش مربوط به این مدته !


راستی خیلیا می گفتن خدا بزرگه منم یاد گرفته بودم هرجا یه بدبختی رو میدیدم که دیگه کارش تموم بود می گفتن خدا بزرگه ! ولی تازه کمممم کممم دارم متوجه میشم خدا یعنی چی بزرگه ؟ یه 3 4 تا چشمه اومده برام ... که تشنه ترم هم کرده ! دیگه ول کنش نیستم همه اش باید برام چشمه تدارک ببینه ! 


خدایا یادم داده خوب به من چه ! یادگیریم بالاست ! مرسی !


سرتون رو درد نیارم ... هنوز خیلی باید یاد بگیرم و قول میدم هرچی یاد گرفتم میام می نویسم که شما هم یاد بگیرید !


امیدوارم شاد باشید


برای منم دعا کنید ... فعلن خدا نگهدار تا ...