Came From The Future :: به نام تفاوت

به نام تفاوت

به نام تفاوت

درود به شما

با تشکر از اینکه از وبلاگ من بازدید می کنید.

در صورت تمایل میتونید برای ارتباط با من ازقسمت نظرات پست های وبلاگ، یا آیدی Unsane در تلگرام استفاده کنید.

توجه داشته باشید که نظرات هر پست ۲ روز بعد از ارسال اون پست بسته میشه به صورت خودکار

این هم لینک آیدی تلگرام:

https://telegram.me/Unsane

لینک کانال تلگرام :

https://telegram.me/Phree

شاد و سلامت و موفق باشید.

گذشته بود


خیلی گذشته ! گذشته تر از هر گذشته ای


جایی که همه از آنجا آمدند ! 

 

یکی بود و دیگری هم بود ! باز هم بود ! خیلی بود ! اما غیر از این هیچ چیز نبود !


نامی نداشت  ! در آنجا تنها چیزی که بود - نیستی بود !  بی رنگ بود ! بی معنی بود ! 


تنها یک کابوس شوم بود !


شبیه بهشت بود و بوی جهنم میداد ! چون همیشه بهشت بود و این تکرار بهشت بود که جهنم را می ساخت 


ساکنین آن زندگی بی روحی داشتند !


آنها می خواستند بهشت را از جهنم جدا کنند .


باید از آن خارج می شدند ... و این چیزی بود که دیگر همه آن را می دانستند ! همه دوست داشتند تا از این خواب لعنتی بیدار شوند ! 


هرجایی به جز آنجا ! هرجایی که روح زندگی را بیدار کند


آنها حتی نمیدانستند باید به این مکان چه حسی داشته باشند ؟ هنوز خوب و بد تعریف نشده بود ! چون آنجا همه چیز فقط یک حالت داشت ! 


خداوند به آنان فرصتی داد ... به آنان فرصتی داد تا بهشتی برای خود بسازند ! بهشتی با معنای بهشت ! نه یک بهشت بدون هیچ معنا و مفهومی !


خداوند به آنان آزادی داد ... از آنجا خارج شدند ... 


حال آنان روی زمین بودند ! حال آزاد بودند تا بهشت خود را بسازند 


آزادی به وجود آمد و خوب و بد به دنبالش خلق شد ! اینجا بهشت بود ؟ هنوز معلوم نبود ! اما حالا دیگر رنگ داشت !


خوب و بد در کنار هم رشد می کردند .


حالا دیگر از هم جدا بودند ! و این تنها راهی بود که آنها را می ساخت ! خوبی با بدی در آمیخت و انسان ها - شیطان ها - خدایان و هرچیزی که بویی از آنها داشت متولد شدند !


خوب و بد این عاشقان از هم جدانشدنی کنار هم همه چیز را ساختند - از یک جنس بودند ! دست در دست هم دادند ! بهشت را می ساختند و در کنارش جهنم را شعله ور می کردند تا آن را گرم کند


حالا زندگی جریان داشت ! حالا بهشت وجود داشت ... چون جهنم به زیبایی معنایش می کرد


دیگر همه چیز یکسان نبود ! دیگر خیلی فرق بود بین خوب و بد 


وقتی همه چیز بد باشد و یا اینکه همه چیز خوب باشد ... نه خوب خوب است و نه بد بد !


خوب باید باشد تا بد را شناخت ... بد باید باشد تا خوب را دید 


بهشت به تنهایی یک گورستان ابدیست ! گورستانی با محتوای زندگان


آنها چیزی فراتر از قبل خلق کردند ! نام آن مکان را به برزخ تغییر دادند 


و بعد از آن سرزمین بی روح ,  بهشت و جهنم را بنا کردند ... هیچکس جهنم را دوست نداشت اما این جهنم بود که بهشت را گرم می کرد


حالا کینه و نفرت و دروغ و زشتی را به درون آن میریختند تا بسوزد و گرمایش بهشت را در عشق و راستی و دوستی غوطه ور کتد


خوب و بد از اینکه فرزندانشان این چنین جهانی ساخته بودند به خود می بالیدند ! و خدا به خود آفرین می گفت !


بهشت در جهنم و جهنم در بهشت  ! خوب و بد تا زمانی که از هم جدا نشوند نه خوبند و نه بد ! 


در بهشت نمی توان بهشت را تجربه کرد و در جهنم جهنمی وجود ندارد ! و انسان فهمید که کجا می تواند بهشت و جهنم را خلق کند


شاید آنها هرگز خلق نشده باشند ... چه بهشتی وجود خواهد داشت بدون اینکه آتشی آن را از سردی و بی روحی حفظ کند ؟ 


چه جهنمی جهنم تر از بهشتی که هرگز گرم نمی شوند ؟ چه جهنمی بدتر از بهشتی که در آن هیچ چیزی جز یک چیز نیست ؟


بهشت ... جهنم  ... 


هر دو یک جا هستند ... دیگر نباید دنبالشان گشت چون آنها را نمی توان از هم جدا کرد


ما در آن آینده ای هستیم که می خواهیم به آنجا برویم ... و هرکسی که به دنبال یکی از آنها می گردد ... بی شک در حال بازگشت به همان برزخیست که از آن گریخته


بسیار کم است عده ی آنهایی که نمی خواهند به گذشته باز گردند ! و می دانند آینده یعنی چه ...


این بحث را ادامه نمی دهم ... چون حتی می دانم مطابق با قوانین حاکم بر دنیا هم جهان تمایل دارد به همان حالتی برگردد که از آن به وجود آمده ... و ما نیز فرزندان همین جهانیم ... و به دنبال همان برزخ می گردیم ! 


 بهشت ... جهنم ... 


هیچ چیز به تنهایی معنا ندارد !


باید به دنبال آن چیزی باشیم که به ما معنا می دهد و معنایش را از ما می گیرد


و مطابق با قوانین حاکم بر بهشت و جهنم ... آن چیز هم جایی خارج از ما نیست !


و این به خود انسان بستگی دارد که برزخ را بپذیرد و یا جهنم را از آن جدا کرده و بهشتی شود !





نظرات  (۱)

fkre amighii